مصاحبه اختصاصی خانم اسماعیلی، گفتاردرمانگر تخصصی لکنت، با مادری که فرزندش را از لکنت نجات داد
گفتاردرمانگر: «خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما هستم. لطفاً برای خوانندگان ما خودتان را معرفی کنید و بگویید فرزندتان چند ساله است؟»
مادر: «سلام، من نرگس هستم و پسرم امیرحسین ۷ سالش است.»
گفتاردرمانگر: «چی شد که متوجه شدید امیرحسین به لکنت دچار شده است؟»
مادر: «امیرحسین از حدود ۴ سالگی کمکم شروع کرد به گیر کردن روی کلمات. اولش فکر میکردم شاید طبیعی است و خودش درست میشود. اما هر چه بزرگتر میشد، لکنتش بیشتر میشد. بعضی روزها که خسته بود یا استرس داشت، اصلاً نمیتوانست یک جمله ساده را بدون گیر کردن بگوید. صورتش از فشار قرمز میشد و گاهی از حرف زدن دست میکشید و فقط اشاره میکرد.»
گفتاردرمانگر: «درک میکنم. خیلی از والدین همین تجربه را دارند. زمانی که به من مراجعه کردید، امیرحسین چند سالش بود؟»
مادر: «۶ ساله بود. دو سال تمام منتظر ماندم تا خودبهخود خوب شود، اما نه تنها خوب نشد، بلکه بدتر هم شد. یک روز که معلم پیش دبستانی اش به من گفت امیرحسین در کلاس جواب سوالها را نمیدهد و خیلی خجالتی شده است، فهمیدم که دیگر وقتش رسیده. همان شب در اینترنت جستجو کردم و با مدرسه لکنت ایران آشنا شدم و برای دریافت اولین مشاوره برای درمان لکنت ثبت نام کردم.»
گفتاردرمانگر: «چه خوب که بالاخره اقدام کردید. تحقیقات نشان میدهد که درمان زودهنگام لکنت در کودکان، شانس موفقیت را تا چندین برابر افزایش میدهد. اولین جلسهای که به کلینیک آمدید، چه احساسی داشتید؟»
مادر: «خیلی مضطرب بودم. نمیدانستم چه انتظاری داشته باشم. اما شما با آن لبخند گرم و صمیمی، خیلی زود آرامم کردید. یادم هست که اول یک ارزیابی کامل از گفتار امیرحسین گرفتید و بعد به من گفتید که لکنت او از نوع رشدی است و با تشخیص بهموقع و درمان اصولی، کاملاً قابل درمان است.»
گفتاردرمانگر: «بله، من همیشه به والدین میگویم که لکنت یک ضعف نیست، یک سفر است. سفری که شاید شروع پُرچالشی داشته باشد، اما قطعاً به لبخندهای دوباره ختم میشود. حالا بگویید، در طول این مدت چه روشهای درمانی را برای امیرحسین به کار گرفتیم؟»
مادر: «شما برای امیرحسین یک برنامهی ترکیبی طراحی کردید. اول از همه، تمرینات گفتاری را شروع کردیم. به امیرحسین یاد دادید که چطور با کنترل سرعت گفتارش و یکبار بیان کردن صداها، بتواند لکنتش را هم کنترل کند. تشویق هایی که به امیرحسین میگفتیم، انگیزه ی زیادی برای او و درمان لکنت او ایجاد میکرد.»
گفتاردرمانگر: «دقیقاً. این تکنیکها به کودک کمک میکند تا فشار روی عضلات گفتاری را کاهش دهد و با آرامش بیشتری صحبت کند. یکی دیگر از روشهایی که برای امیرحسین خیلی مفید بود، برنامهی درمانی لیدکامب (lidcombe) بود. یادتان هست؟»
مادر: «بله، کاملاً. امیرحسین خیلی از این روش خوشش میآمد، چون انگار داشت بازی میکرد، تشویق میشد و انگیزه میگرفت.»
گفتاردرمانگر: «دقیقاً. بازی بهترین راه برای آموزش به کودکان است. به نظر شما چه چیزی بیشتر از همه به امیرحسین کمک کرد؟»
مادر: «به نظر من دو چیز خیلی مهم بود. اول، تمرین در موقعیتهای واقعی بود. شما به ما گفتید که فقط در کلینیک تمرین کردن کافی نیست. باید امیرحسین را در موقعیتهای واقعی مثل خرید از مغازه یا صحبت با همسایه قرار دهیم تا آنچه را یاد گرفته در عمل پیاده کند. دومین چیزی که خیلی کمک کرد، حمایت عاطفی بود. شما به من یاد دادید که هرگز امیرحسین را به خاطر لکنتش سرزنش نکنم و همیشه با صبر و حوصله به حرفهایش گوش کنم.»
گفتاردرمانگر: «نقش والدین در درمان لکنت فوقالعاده مهم است. من همیشه به مادران میگویم که بیش از ۵۰ درصد موفقیت درمان به همکاری و حمایت آنها بستگی دارد. حالا که به گذشته نگاه میکنید، سختترین بخش این مسیر چه بود؟»
مادر: «سختترین بخشش روزهایی بود که امیرحسین پیشرفت نمیکرد. بعضی هفتهها لکنتش بیشتر میشد و من ناامید میشدم. یک بار حتی فکر کردم شاید این درمان به درد او نمیخورد. اما شما به من گفتید که لکنت یک خط صاف نیست، فراز و نشیب دارد. باید صبور باشم و به روند درمان اعتماد کنم.»
گفتاردرمانگر: «دقیقاً. لکنت ممکن است در روزهای خستگی یا استرس بیشتر شود. این نوسانات کاملاً طبیعی است و نباید والدین را ناامید کند. حالا بگویید، امروز امیرحسین در چه وضعیتی است؟»
مادر: «امروز امیرحسین یک کودک کاملاً متفاوت است. با اعتمادبهنفس کامل صحبت میکند، در مدرسه جلوی همه بچه ها جواب سوالها را میدهد و با دوستانش خوش میگذراند، البته چون مدتی کلاس ها آنلاین بود، میدیدم که حتی برای پاسخگویی به سوالات معلمش داوطلب میشود. هنوز هم گاهی در موقعیتهای استرسزا، نشانههای خیلی خفیفی از ناروانی طبیعی دیده میشود، اما خودش یاد گرفته که چطور با تکنیکهایی که یاد گرفته، آن را مدیریت کند. دیگر از حرف زدن نمیترسد. من حس میکنم به درمان کامل لکنت رسیده است.»
گفتاردرمانگر: «این بزرگترین موفقیتی است که یک گفتاردرمانگر میتواند ببیند. چه توصیهای به سایر والدینی دارید که فرزندشان لکنت دارد؟»
مادر:
- «توصیهی اولم این است که هرگز منتظر نمانید. اگر کودک شما علائم لکنت را نشان میدهد، هرچه زودتر به یک گفتاردرمانگر تخصصی لکنت مراجعه کنید. درمان زودهنگام کلید موفقیت است.
- دوم، صبور باشید و به فرزندتان عشق بیقید و شرط بدهید. لکنت تقصیر او نیست.
- سوم، تمرینات را جدی بگیرید و در خانه پیگیری کنید.
- و آخر اینکه، ایمان داشته باشید که لکنت قابل درمان است. من با چشم خودم دیدم که پسرم از یک کودک خجالتی و کمحرف، به یک کودک با اعتمادبهنفس و خوشصحبت تبدیل شد.»
گفتاردرمانگر: «سخن پایانی شما با خوانندگان این مصاحبه چیست؟»
مادر: «میخواهم به همهی والدین بگویم که ناامید نشوید. راه درمان لکنت شاید طولانی و پرچالش باشد، اما پایانش شیرین است. امروز که لبخند پسرم را میبینم که بدون ترس و با افتخار صحبت میکند، میدانم که تمام زحماتش ارزشمند بوده است. لکنت پایان راه نیست؛ فقط یک پیچ در جادهی زندگی است.»
گفتاردرمانگر: «از صمیم قلب از شما و امیرحسین عزیز تشکر میکنم که امروز تجربهی ارزشمندتان را با ما به اشتراک گذاشتید. موفقیت شما، امیدبخش همهی خانوادههایی است که در این مسیر هستند.»
—
سخن پایانی
این مصاحبه نشان داد که درمان لکنت کودک یک مسیر گروهی است؛ مسیری که در آن گفتاردرمانگر، والدین و کودک دست به دست هم میدهند تا به یک هدف مشترک برسند: لبخند دوبارهی کودکی که بدون ترس صحبت میکند.
اگر شما هم تجربهی مشابهی دارید یا سوالی دربارهی درمان لکنت کودکان دارید، خوشحال میشویم نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
—
برای مطالعه بیشتر:
بهترین مرکز تخصصی گفتاردرمانی در درمان لکنت
· برنامهی درمانی لیدکامب برای لکنت کودکان
· راهنماییها و توصیههای ضروری به والدین کودکان دارای لکنت

