مصاحبه با والدین یک کودک ۵ ساله: داستان درمان لکنت و بازگشت اعتمادبهنفس کودک
گفتاردرمانگر: خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما هستیم. لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که چه زمانی متوجه شدید فرزندتان دچار لکنت است؟
مادر: من فهیمه هستیم، مادر آرش، پسر ۵ سالهمون. حدوداً از سه سالگی متوجه شدیم که آرش بعضی کلمات رو تکرار میکنه یا گیر میکنه. اول فکر کردیم طبیعیـه و خودش درست میشه، اما وقتی دیدیم ادامهدار شد و بیشتر از دوماه باقی موند، نگران شدیم.
پدر: مخصوصاً وقتی وارد مهدکودک شد و دیدیم که کمتر با بچهها ارتباط برقرار میکنه و از حرف زدن تو جمع فرار میکنه، فهمیدیم که باید جدیتر پیگیری کنیم.
گفتاردرمانگر: چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید درمان رو شروع کنید؟
مادر: راستش، یه روز مربی مهد بهمون گفت که آرش توی کلاس خیلی کمحرفه و وقتی میخواد چیزی بگه، بقیه بچهها صبر نمیکنن و حرفش رو قطع میکنن. اونجا بود که دلم شکست. نمیخواستم بچهم احساس کنه که نمیتونه خودش رو نشون بده.
پدر: ما شروع کردیم به تحقیق و از چند نفر شنیدیم که لکنت اگر زود درمان بشه، خیلی بهتر نتیجه میده. خوشبختانه با شما آشنا شدیم و از همون جلسه اول، حس خوبی داشتیم.
گفتاردرمانگر: روند درمان برای آرش چطور پیش رفت؟ آیا همکاری میکرد؟
مادر: اوایل کمی مقاومت داشت، چون نمیدونست چرا من یک جور دیگه صحبت میکنم یا چرا باید هر هفته بیاد پیش شما. ولی شما با بازی و روشهای خلاقانه کاری کردید که براش جذاب بشه. کمکم خودش مشتاق شد و حتی توی خونه گاها سعی میکرد مثل من صحبت کنه، همونطور که شما به من آموزش داده بودین صحبت کنم.
پدر: ما هم یاد گرفتیم چطور توی خونه باهاش کار کنیم. مثلاً یاد گرفتیم که وسط حرفش نپریم، یا وقتی گیر میکنه، بهش فرصت بدیم. این آموزشها برای ما هم خیلی مفید بود.
نکته
با افزایش آگاهی در خصوص لکنت، میتوانید مسیر حرکت خود را امن تر کنید.
گفتاردرمانگر: چه تغییراتی در رفتار یا گفتار آرش مشاهده کردید؟
مادر: الان خیلی راحتتر صحبت میکنه. حتی توی جمعهای خانوادگی داوطلب میشه شعر بخونه یا داستان تعریف کنه. قبلاً از گفتن بعضی کلمه ها میترسید و اونا رو حذف میکرد، من میفهمیدم ولی کاری از دستم برنمیومد و نمیدونستم باید چیکارکنم که درست باشه، ولی حالا خیلی عالی شده و مشکلی نداره.
پدر: اعتمادبهنفسش خیلی بیشتر شده. ما فقط دنبال بهتر شدن گفتارش بودیم، ولی چیزی که به دست آوردیم خیلی فراتر از اون بود. انگار یه دنیای جدید به روش باز شده.
گفتاردرمانگر: چه توصیهای برای والدینی دارید که فرزندشون لکنت داره ولی هنوز برای درمان اقدام نکردن؟
مادر: نترسید و صبر نکنید. هر چی زودتر شروع کنید، بهتره. ما هم اولش مردد بودیم، ولی الان میگیم کاش زودتر اقدام میکردیم. درمان فقط برای کودک نیست، برای والدین هم یه مسیر یادگیریه.
پدر: لکنت یه ضعف نیست، یه چالشه که با راهنمایی درست میشه ازش عبور کرد. مهم اینه که کودک احساس امنیت کنه و بدونه که خانواده پشتشه.
گفتاردرمانگر: از صمیم قلب از شما ممنونم که تجربهتون رو با ما به اشتراک گذاشتید. مطمئنم این صحبتها برای خیلی از والدین الهامبخش خواهد بود.
مادر: ما هم ممنونیم از شما. شما فقط درمانگر نبودید، بلکه همراه ما توی این مسیر بودید.
سخن پایانی:
داستان تجربه درمان لکنت آرش با اقدام به موقع والدینش، به ما میآموزد که با اراده، پشتکار و کمکگیری به موقع از متخصصان، میتوان بر پیچیدهترین چالشها نیز غلبه کرد. موفقیت آرش در درمان ثابت کرد که هیچ چالشی آنقدر بزرگ نیست که نتوان بر آن پیروز شد.
اگر شما یا کودک شما نیز با چالشهای مشابه روبروست…
برای دریافت مشاوره تخصصی و ارزیابی اولیه، همین امروز با ما تماس بگیرید. ما اینجاییم تا در این مسیر کنار شما باشیم. (کلیک کنید)

